پایگاه پژوهشی-تحلیلی راهبردی؛ این که «محمدرضا زائری » را با پیشوند «حجت الاسلام» و یا با پسوندهای «روزنامه نگار» و «خبرنگار» و یا به قول خودش خبرنگار بدون مرز (البته به معنای خبرنگاری که حد و مرزی در تبلیغ احکام و روایات و احادیث نورانی پیامبر اکرم (ص) و ائمۀ معصومین (ع) نمی شناسد) بنامیم، مهم نیست، مهم این است که او، روحانیِ روزنامه نگاری است که شرط اول روزنامه نگاری، یعنی «خلاقیت و نوآوری» را به خوبی داراست و از این گذشته، علاوه بر بیان، قلم خوبی هم دارد.
نویسندۀ این مجموعه، کوشیده است با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی، نگاهی تازه به روایات و احادیث نورانی پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین (ص) بیفکند و مانند بسیاری از مبلغان حد و مرزی نیز در گزینش یا حذف و حفظ این سخنان مبارک و متبرک نداشته باشد. یادداشت ها، در واقع توصیه ها و تذکره هایی است در باب فرهنگ عمومی، تلنگر به مسئولان، به ویژه روحانیون و نیز بهره گیری از رفتارها و گفتارهای دلپذیر، اما فراموش شده پیامبر گرامی اسلام (ص) و معصومین بزرگوار (ع) که با زبان و قلمی شیوا به رشته تحریر درآمده است. این یادداشت ها، در کنه خود، پیام غیرمستقیم اصلاحگری در حوزۀ تبلیغ دین و معارف اسلامی را نهفته دارند. بعضی از بخش های ذکرشده در یادداشت ها، گم شده ها و نایافته هایی را به همراه دارند که اگر به روشنی و شفافیت در پیش چشم مخاطبان قرار گیرند، بی گمان هیچکس دیده به سوی چشم اندازی دیگر نمی دوزد و مجالی دیگر را جست وجو نمی کند.

با هم بخش‌هایی از این کتاب را می‌خوانیم:

“«خدا» در جلسه تشریف دارند!
ایشان در جلسه هستند و نمی‌توانند صحبت کنند. ایشان الان فرصت ندارند. مسافرت هستند. باید از قبل هماهنگ کنیم. فعلاً امکان صحبت نیست و … . این عبارات و جملات پاسخ‌هایی هستند که گاهی خیلی معمولی هم به نظر می‌آیند. کسی که مسئولیتی دارد و بار ریاستی را بر دوش می‌کشد، آقاتر و برتر است و خیلی مهم! این فرهنگ غربی و مادیست که چنین فضایی را می‌سازد. کسانی که مسئولیت دارند و پست و مقامی را به دست آوردند و مهم شده‌اند، دیگر باید در برج عاج بنشینند و دست کسی هم به آن‌ها نرسد.

اما در فضایی که فرهنگ الهی و اسلامی می‌سازد، مسئولیت و مقام چیزی نیست که کسی بخواهد برای رسیدن به آن تلاش کند و خودش را به در و دیوار بزند و پوستر چاپ کند و شام بدهد و دَم این و آن را ببیند و وعده و وعید بدهد و خرج‌های آنچنانی بکند. مسئولیت و مقام در فرهنگ دینی، وظیفه است که اگر پیش بیاید و به گردن انسان بیفتد انسان باید آن را تکلیفی شرعی بداند و به نیت خدمت کردن به مردم و به اعتقاد و باور نوکری کردن برای مسلمانان و مونان بپذیرد.

در میان دستورهای اخلاقی اسلام و احادیث اجتماعی و آداب معاشرت دینی، آن‌قدر به خدمت‌کردن و برطرف کردن نیاز برادران دینی سفارش شده است که شاید درباره آداب و تکالیف فردی، این قدر تاکید نشده باشد و عبارات و الفاظی در این موضوع به کار رفته است که شاید درباره عبادات و طاعات شخصی استفاده نشده باشد.

در این دیدگاه، برترین بندگان خدا کسی است که در پی انجام کارهای برادران دینی خود باشد و راه برطرف شدن مشکلات شخصی‌اش، کوشش او برای برطرف کردن مشکلات دیگران بیان شده است. برطرف کردن نیاز دیگران از حج برتر و ارزشمندتر شمرده شده است و فرمودند کسی که حاجت برادر دینی خود را برآورد، مانند کسی است که یک عمر بندگی خدا کرده باشد. به ما گفته‌اند حاجت‌های مردم برای شما نعمت‌های خداست؛ اگر خدا شما را قابل بداند و لایق باشید که در این صورت، کسی را می‌فرستد تا شما کاری برایش انجام دهید و گرهی از کارش بگشاید.

مدیر و رئیس و مسئول مسلمان و مومن با چنین تربیتی، نه تنها از خدمتگزاری به مردم کوتاهی نمی‌کند، بلکه روز و شب در پی فرصتی است تا بتواند مشکلی را حل کند و نیازی را برطرف سازد. امام صادق(ع) فرمودند: «ایما مومنٍ کان بینه و بین مومن حجاب ضرب الله عزوجل بینه و بین الجنه سبعین الف سورما بین السور الی السور مسیره الف عامٍ» (هر مومنی که بین خود و برادر مومن خود فاصله قرار دهد و مانع بتراشد، خداوند بین او و بهشت، هفتاد هزار دیوار قرار می‌دهد که از هر دیوار تا دیوار دیگر، هزار سال فاصله است.)

براین اساس، اگر در دنیا، همیشه جواب منشی تو به دیگران این باشد که ایشان در جلسه تشریف دارند و نمی‌توانند وقت بدهند و صحبت کنند، در روز قیامت هم جواب منشی خدا به تو این خواهد بود که «خدا» در جلسه تشریف دارند! و شما باید به جهنم تشریف ببرید. اگر در دنیا، حتی هنگام سوارشدن خودرو هم کسی نتواند جلو بیاید و با شما صحبت کند، اگر کسی نتواند لحظه‌ای در خلوت، مشکل خود را با شما در میان بگذارد، اگر کسی محتاج باشد و به دادش نرسید، در قیامت هم خداوند کاری به کار شما نخواهد داشت. این ادعای مسلمانی و این اشک‌های فراوان و این ظاهر صالح و عابد و انقلابی و اسلامی اگر با این تعالیم منطبق نباشد، فقط در دنیا و در چند روزه و چند ساله مسئولیت و مدیریت، ممکن است «حاج آقا» و «حضرت رئیس» و «مدیر محترم» و «مسئول بزرگوار» درست کند؛ اما وای اگر از پس امروز بوَد فردایی…!”