به گزارش سادس، دکتر سمیه توحیدلو در نشست شهر، بحران، آینده (پلاسکو و چند دست برای ما) در مورد مصیبت به‌منزله درنگی برای آینده، صحبت کرد.

عضو هیات علمی گروه مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی با اشاره به این‌که واکنش بعد از فاجعه در همه‌جای دنیا یکسان است، گفت: معمولاً پس از فاجعه همه‌جای دنیا واکنش‌ها به شکل انکار، خشم و همدلی رخ می‌دهد.

وی اضافه کرد: وقتی مصیبتی اتفاق می‌افتد وقفه‌هایی پس از آن وجود دارد که از پنجره‌های ایجاد شده هنگام این وقفه‌ها می‌توان برای تغییرات استفاده کرد و گاهی این استفاده به نوعی است که تغییراتی که در طول یک قرن باید ایجاد شود به سرعت حاصل می‌شود. بنابراین مهم است که بتوانیم در وقفه‌ها درست عمل کنیم.

توحیدلو با اشاره به این‌که در جوامعی که سرعت مصائب بالاست، وقفه‌ها کم می‌شود، گفت: یکی از دلایل موضوع، نقش رسانه‌هاست. وقتی همه مشکلات رسانه‌ای می‌شود و به صورت سلسله‌وار تکرار می‌شوند، از عمق آنها کم می‌شود.

عضو هیات علمی گروه مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی اضافه کرد: در هفته اول بعد از حادثه پلاسکو به تحلیل توییتر و عکس‌العمل کاربران پرداختم و پس از گذشت هفت ماه از حادثه دوباره تلاش کردم نوع واکنش‌ها به مساله را بررسی کنم. در آن زمان توجه به حادثه پلاسکو بسیار زیاد بود ولی بعد از گذشت هفت ماه این توجه‌ها کم شد و در حالی که این روزها کسبه پلاسکو دائما تجمع می‌کنند  اساساً خبری در فضاهای رسانه‌ای مشاهده نمی‌کنیم. بیشترین دلیلی که برای این موضوع شنیدم این بود که موج موضوع پلاسکو خوابیده است.

وی همچنین به انتقاد از شیوه اطلاع‌رسانی در زمان حادثه پرداخت و گفت: وقتی سرعت اطلاع‌رسانی بالا برود، مساله صدق و کذب قابل توجه می‌شود. در همان زمان حادثه صداوسیما بیش از ۳۰ بار تکذیبیه در مورد اخبار مختلف منتشر شده، خواند.

توحیدلو همچنین به نقش NGOها اشاره کرد و در مورد شیوه تشکیل آن‌ها، گفت: تا زمانی که شهرداری و دولت به فکر این باشند که گروه داوطلبان را خودشان بسازند، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم مردم به این NGOها اعتماد کنند.

عضو هیات علمی گروه مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی همچنین به شیوه همکاری و توجه مردم به مسائل اجتماعی اشاره کرد و گفت: از طرف دیگر ما هم به هشتک زدن و ارسال یک پیامک به یک شماره راضی شده‌ایم و به نظرمان می‌آید که با شیوه‌های همکاری و همدلی خودمان را راضی می‌کنیم و این نوع همدلی به نوعی فعالیتی برای آسوده کردن وجدان‌مان محسوب می‌شود. در شرایط فعلی از جا کندگی زمانی و مکانی ما را از نهادها جدا کرده است. به نظر من وقتی بعد از گذشت هفت ماه از حادثه پلاسکو این ماجرا جدی گرفته نمی‌شود به این دلیل است که فکر نمی‌کنیم چگونه باید مشارکت اجتماعی را نهادینه کنیم.