جای صنایع فرهنگی در اقتصاد مقاومتی کجاست؟

نویسنده: ارسلان امیری

 

صنایع فرهنگی که از مهم‌ترین عناصر اثرگذار فرهنگ و اقتصاد جامعه است، متأسفانه این روزها در کشور ما وضعیت مناسب و خوشحال‌کننده‌ای ندارد.

در حال حاضر، تولیدات داخلی صنایع فرهنگی در کشور بسیار پایین است؛ بازار در دست خارجی‌هاست و واردات برخی از کالاهای فرهنگی، نظیر اسباب‌بازی، لباس و پوشاک و قطعات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری رو به افزایش است. این چند نمونه، خود بیانگر این مسئله است که در حوزه صنایع فرهنگی، کشور ما نتوانسته پیشرفت خوبی داشته باشد. اما حالا با به وجود آمدن گفتمان اقتصاد مقاومتی در کشور، شاید بتوان کمی امیدوار شد که به اثر و سود اقتصادی صنایع فرهنگی توجه بیشتری شود تا شاهد پیشرفت و جایگاه اصلی این  صنعت در کشورمان باشیم.

به همین دلیل، می‌طلبد که سهم و نحوه تأثیر صنایع فرهنگی در اقتصاد مقاومتی را مورد واکاوی قرار دهیم تا این صنایع بتوانند در پازل اقتصاد مقاومتی و حوزه فرهنگی به خوبی نقش خود را ایفا کنند.

با توجه به تعریف صنایع فرهنگی که عمدتاً بر مبنای کالاهای فرهنگی متمرکز بوده و به‌دنبال فرهنگ‌سازی، تجاری‌سازی، افزایش تولید و در نهایت افزایش سهم از بازار است؛ لذا به طور طبیعی رابطه خودش با اقتصاد را نشان می‌دهد. در کنار این تعریف، صنایع فرهنگی باید به تعریفی از اقتصاد مقاومتی نیز اشاره کرد. اقتصاد مقاومتی بر درون‌زا و برون‌نگر بودن اقتصاد اشاره داشته و به‌طوری طراحی می‌شود که کشور در تمامی حملات اقتصادی دشمن حرفی برای گفتن داشته و در این حمله و تحریم آسیب ندیده و با افزایش توان تولید داخلی روی پای خودش بایستد.

حال با توجه به تعاریف بالا، بایستی تعریف و سیاست‌های ابلاغی اقتصاد مقاومتی را در حوزه‌های صنایع فرهنگی، نظیر سینما، اسباب‌بازی، بازی‌های رایانه‌ای، صنایع دستی، شبکه‌های اجتماعی و… واکاوی کرده و تناسب آن‌ها با یکدیگر را پیدا کنیم و در نهایت، پس از گوشزد کردن خطراتی که اقتصاد مقاومتی را در حوزه صنایع فرهنگی تهدید می‌کند، به ارائه راهکارهایی در این زمینه دست پیدا کنیم.

 

دردی به نام واردات بی‌رویه

اگرچه از مهمترین مصادیق اقتصاد مقاومتی توجه به تولید داخلی و کاهش واردات بی‌رویه کالاها است، اما متأسفانه بدون هیچ توجهی به این اصل مهم، همچنان واردات بی‌رویه و غیر ضرور در کشور ادامه دارد. مثال‌های زیادی نیز در صنایع فرهنگی می‌توان نام برد که مصداق این مسئله است.

صنعت اسباب‌بازی، یکی از این صنایع است که دچار دام واردات شده و به گفته دبیر شورای نظارت بر اسباب‌بازی، در سال ۱۳۹۴ ماهانه، ۳ میلیون دلار واردات اسباب‌بازی صورت گرفته است. اسباب‌بازی‌های خارجی با فناوری نوین، تیراژهای میلیونی و قیمت ارزان وارد کشور می‌شود؛ درحالی‌که تولیدکننده داخلی با تیراژ کم و سرمایه اندک این کار را انجام می‌دهد؛ زیرا نمی‌تواند در این زمینه ریسک کند و در واقع این همه شرکت‌های بزرگ هستند که می‌خواهند بخشی از بازار این صنعت را از آنِ خود کنند.


به‌طور کلی، استفاده از نمونه‌های خارجی در تمامی کالاهای فرهنگی نظیر انیمیشن مشهود بوده و متأسفانه سهم حجیمی از بازار فرهنگی و اقتصادی ایران را به خود اختصاص داده است. این در حالی است که کشورهایی که در زمینه توان داخلی قصد موج‌آفرینی را دارند، در اولین گام برای شکوفایی اقتصادی از سیاست‌ درهای بسته بهره می‌برند. به‌عنوان مثال، صنعت خودروسازی در ژاپن یا صنعت نرم‌افزار در کره. ژاپن و کره، از کشورهایی بودند که این سیاست را در کشورشان پیاده کردند به‌گونه‌ای که با ممنوع‌کردن چند سال متمادی واردات به نفع تولید داخلی، این نوع صنایع پس از چند سال نه‌تنها به خودکفایی ملی در این صنایع دست یافتند، بلکه سهم عظیمی از بازارهای جهانی را نیز به خود اختصاص دادند.

به نظر می‌رسد دولت نیز می‌تواند با حمایت‌های منطقی و مؤثر از صنایع فرهنگی و تولیدکننده‌های کوچک و بزرگ این صنایع، سهم مهمی در توسعه اقتصادی این صنایع برداشته و در نهایت یکی از مهمترین اثرات و مقصدهای اقتصاد مقاومتی را به ثمر بنشاند.

منبع: سایت فناوری فرهنگی