بازخوانی مقاله: ایده‌ی کارآفرینی فرهنگی

آرجو کلمر

ترجمه با تلخیص: یعقوب نعمتی‌وروجنی

 

پل دیماگیو در سال ۱۹۸۲ مقاله‌ای با عنوان «کارآفرینی فرهنگی در بوستون قرن نوزدهم» منتشر نمود. مقاله مذکور چشم‌انداز جالبی بر ظهور و تأسیس سازمان‌هایی برای فرهنگ عالی همانند اکستر سمفونیک بوستون و موزه هنرهای زیبا ارائه می‌داد. وی استدلال می‌کند زمانی‌که احساسات عمومی در بوستون قرن نوزدهم بالا گرفت، نخبگان مجبور شدند بر منابع خاص خود اتکاء نمایند. وی در اینجا به ظهور شخصیت‌های جدیدی اشاره می‌کند که او آنان را «سرمایه‌داران فرهنگی» می‌نامد. این افراد، از این لحاظ «سرمایه‌دار» بودند که ثروت آن‌ها از مدیریت کسب‌وکارهای صنعتی که از آن سود می‌بردند، حاصل می‌شد، و از این جهت سرمایه‌دارِ «فرهنگی» محسوب می‌شدند که بخشی از سود خود را در تأسیس و نگهداری از ابتکارات خاص فرهنگی سرمایه‌گذاری می‌کردند.

ویژگی شخصیت‌های مذکور عبارت است از:

  • «موفقیت در تجارت»
  • «علاقه به هنر»
  • «مشتاق بر عهده گرفتن مسئولیت و صرف سرمایه در امور فرهنگی».

بنا به نظر دیماگو: این افراد همچنین جمع‌آوری‌کنندگان چیزی هستند که بوردیو سرمایه‌ی فرهنگی می‌نامد. از سوی دیگر، اینها بنیان‌گذاران مؤسساتی هستند که به گنجینه‌های سرمایه‌ی فرهنگی تبدیل می‌شود. دیماگیو در جایی دیگر تأسیس موزه‌ی هنرهای زیبا و به‌ویژه ارکستر سمفونیک بوستون را توصیف می‌کند. البته وی به تفصیل به مفهوم کارآفرین فرهنگی نمی‌پردازد. از این رو، باید اذعان داشت که کارآفرین فرهنگی شخصیت پیچیده‌تری از سرمایه‌دار فرهنگی محسوب می‌شود.

پس از این فتح باب، تا سال‌ها ایده‌ای درباره‌ی این نوع شخصیت ساخته و پرداخته نشد. کیت آچسون، کریستوفر جی. مائول و الیزابت فیلئول، کارآفرین فرهنگی را در ارتباط با ادراک و پیاده‌سازی یک جشنواره تعریف می‌کنند. مطمئناً این شخصیت از ویژگی‌های بیشتری نیز برخوردار است. ریک فن پلوئج وزیر فرهنگ هلند در سال ۱۹۹۹ در گزارشی با عنوان کارآفرینی فرهنگی، کارآفرین فرهنگی را شخصی می‌داند که دو قابلیت را با هم ادغام نماید:

  1. آگاهی و حساسیت نسبت به هنر و فرآیندهای خلاقانه، احتمالا توأم با توان تشخیص قریحه‌های خلاق
  2. اطلاع و وقوف به شگردهای بازاریابی عمومی

هدف از گزارش وی عبارت بود از برانگیختن مهارت‌های تجاری در هنرمندان و سازمان‌های هنری. همانطور که از یک اقتصاددان انتظار می‌رود، ایشان بیشتر به دنبال تولید تقاضامحور بود تا تولید عرضه‌محور. وی در راستای پر کردن شکاف بین هنر و بازار، به کارآفرینی فرهنگی نیاز داشت.

به‌دلیل عمومیت فرهنگ، کارآفرینی فرهنگی چیزی بیش از مهارت‌های بازاریابی و حساسیت به فرآیندهای هنری را شامل می‌شود. از این رو، می‌توان گفت که کارآفرینان فرهنگی دارای ویژگی‌های خاصی به شرح ذیل هستند:

  • در برابر فرصت‌ها هوشیار هستند.
  • بر حسب محتوای هنری، خلاق بوده ولی همچنین در مورد سازمان‌دهی منابع مالی نیز می‌توانند ابتکار به خرج دهند.
  • نسبت به مضامین هنری، اشتیاق و تعهد دارند؛ هر چیز دیگری از جمله اقتصادیات از نظر آنان مقوله‌ای کمکی محسوب می‌شود.
  • این افراد از این توان برخوردارند تا هنرمندان را ترغیب کنند تا برای جذب مردم به سوی هنر به همکاری بپردازند؛ و همچنین می‌توانند منابع مالی لازم را نیز از روش‌های مختلف تأمین کنند.
  • کارآفرینان فرهنگی از بینش، شهامت، امید و ایمان نیز برخوردار هستند.

شناخته‌شدن به‌عنوان کارآفرین فرهنگی، خود به شرایطی که افراد در آن فعالیت می‌کنند نیز بستگی دارد؛ باید گفت مقتضیات فرهنگی در این میان نقش مهمی بازی ایفا می‌نماید. از این رو، در مناطق مختلف کارآفرینی فرهنگی ویژگی‌های منحصربه‌فرد خاص خود را خواهد داشت.

(منبع: http://politicalthought.blogfa.com/post-179.aspx )