نویسنده: حسین وکیلی سهرفروزانی

 

مقوله طنز را می توان به نوعی زیر مجموعه هجو قرار داد اما به طوری که قصد آن اصلاح اجتماعی باشد به نوعی که از مقام و جایگاه افراد صرف نظر کنیم  و البته بدون تحقیر افراد مسائل را به نحوی که طعنه آمیز و غیر منطقی هستند بیان کنیم. طنز با مفهوم کمدی کاملا به یک معنی ترجمه نمی شود. در کمدی خنده برای خنده است اما در طنز خندین به خدمت گرفته می شود تا یک قشر یا یک عمل مورد انتقاد قرار بگیرد. به این منظور طنز می تواند گاهی اصلاح مفاسد اجتماعی و گاهی تذکر به انجام اصول اخلاقی را هدف قرار دهد. در ادبیات کلاسیک ، طنز را به طور کلی به دودسته طنز مستقیم (direct) و رسمی (formal) تقسیم بندی می کنند. در طنز مستقیم ، هنرمند با مخاطبان خود و اصطلاحا پامنبری هایش به گفتگو می پردازد و هنر خود را در برخورد با آن ها و رفتار و مکالمات خود به نمایش می گذارد. در نوع رسمی طنز، شخص طناز با اجرای فردی و یا جمعی باعث خنداندن مخاطبان می شود و معمولا با اجرای یک نمایش و داستان خاصی برای طنز خود ، باعث ایجاد فضای طنز می شود. همچنین طنز را از لحاظ هدف خود به دوگونه طنز در ادبیات یونانی تقسیم کرده اند؛ طنزی که صرفا برای تفریح و ایجاد فضای شاد است و طنزی که برای تعریض و طعنه و انتقاد انجام می شود. همچنین می توان به شگردهایی در اجرای طنز از جمله ایجاد طنز موقعیت(Irony Of Situation) ، ایجاد کاراکتر های شوخ و بامزه(humour)  ، حاضر جوابی (Repartee) و انواع شیوه های مختلف برای یجاد فضای طنز اشره کرد.

و اما اگر بخواهیم دو برنامه مهم تلوزیونی خندوانه و دورهمی را به عنوان دو (tv program) طنز معرفی کنیم ، فارغ از قوت برنامه ها و موفقیتشان در جذب مخاطب ، می توان به نوع نگاه آن ها به بحث طنز و نوع خنداندن مردم نگریست. در این جا باید از خندوانه شروع کرد که حداقل یک سال از دورهمی مسن تر است. خندوانه در حالی شروع به کار می کند که شبکه نسیم به جز دو_سه برنامه تولیدی نسبتا موفق و جذاب ، برنامه ای در یکسال پس از تاسیس خود نداشته است. وجود شخصیت رامبد جوان به عنوان مجری و بازیگر طنزی که برنامه را مدیریت می کند به عنوان مهمترین عنصر برنامه مطرح می شود و برنامه به عنوان برنامه رامبد جوان شناخته می شود. خندوانه به عنوان برنامه ای که توصیه به خندیدن و شاد بودن می کند ، در ابتدا بیشتر از حضور مهمان بهره می گیرد و کمی هم موسیقی و شعر به کمک خندوانه می آید تا در فصل اول برنامه بتواند با محبوبیت اولیه ای که ایجاد می کند ، مردم را نسبتا راضی نگه دارد. مردمی که نظیر این گونه برنامه ها را از صداوسیمای ایران کمتر دیده اند. می توان این ایراد را به فصل اول خندوانه وارد کرد که برنامه بیشتر به سمت تظاهر به خندیدن پیش می رفت تا این که بدون اشاره به اصل خندیدن در لایه های پشتی برنامه این نکته را بیان کند. البته این بدیهی است که هر برنامه  در آغاز خود نقاط ضعف زیادی دارد و قضاوت راجع به آن زمان می برد. فصل دوم خندوانه با هیاهوی بیشتری به کار خود ادامه می دهد و ابعاد دیگری از طنز را دخیل می کند. از جمله کاراکتر جناب خان که به عنوان یک شخصیت عروسکی پرطرفدار مطرح می شود. شاید تا کنون جذابیت شخصیت های عروسکی ایرانی مخصوص کودکان بود اما با حضور شخصیت جناب خان که به عقیده بنده متاثر از نوع رفتار عروسک های برنامه کلاه قرمزی است ، تعریف جدیدی از نگاه ما به شخصیت های عروسکی در تلویزیون ارائه دهد. البته این مسئله خیلی حائز اهمیت است که با ورود جناب خان قطعا مخاطب کودک برنامه بیشتر می شود. فصل دوم خندانه مردم را با استنداپ کمدی آشنا کرد و با هیجان جدیدی که در مسابقات استنداپ بین کمدین های بزرگ ایجاد کرد ، به طور چشم گیری به مخاطبان خود افزود. فصل سوم برنامه بسیار متنوع ترشده است. چه از نظر نوع مهمان ها ، چه از برنامه های داخل استودیو ، چه از لحاظ آیتم های مختلفی که بین برنامه ها پخش می شود و مسائلی که به طور انتقادی یا اخلاقی مطرح می شود. به نظر می رسد روندی که خندوانه در طول این مدت طی کرده است ، روندی رو به رشد و مثبت بوده است چرا که دقت در برخی جزئیات مانند چگونگی حضور زن در برنامه ، ارزش برنامه را بالاتر برده است.

دورهمی در دوره اولیه خود قرار دارد و از لحاظ مدل برنامه با خندوانه متفاوت است. دورهمی بر سه محور استنداپ ، نمایش و گفتگو انجام می شود. آن چه در این مدت می شود از نحوه اجرای برنامه برداشت کرد این است که حضور مهران مدیری به عنوان مجری و کارگردان ، مهمترین اتفاق برنامه است و حتی بخش استنداپ کمدی و نقدها و طعنه های او به رفتار ایرانی ها ، با مزه ترین بخش برنامه است. نمایش برنامه با تمام نکاتی که دارد از جمله مدل تقلیدی بودن آن ، چندان جذابیت خاصی ندارد و هنوز شکل نگرفته است. مهمانان برنامه با وجود این که متنوع اند اما نتوانسته اند با یک برنامه ریزی درست ، مخاطب را جذب کنند.  در کل این طور هم نیست که مخاطبان دورهمی کم باشند و می توان گفت درنوع خود رقابت پنهانی با خندوانه دارد. رقابتی که قاعدتا مدیون چهره شناخته شده مهران مدیری و نوع سخن گفتن او با مخاطبان خود است. دور همی بیشتر از خندوانه بر مبنای حاشیه هایش طرفدار پیدا کرده است. اتفاقاتی که برنامه ریزی شده و نشده با ذهنیت مخاطب درباره یک برنامه طنز در تضاد هستند؛ همچون اصلاح موی مهمان برنامه یا پرسیدن سوالات حاشیه ای از مهمان ها یا مطرح کردن برخی مسائل مطرح نشده در تلویزیون مثل تفریحات خاص بعضی از مردم که احتمالا جذابیت این گونه مسائل بیشتر به دلیل شکستن تابو ها در طرح آن هاست و دوپهلو حرف زدن های مجری و بازیگر ها باعث شده تا حیطه ی مخاطبان برنامه از بینندگان معمول برنامه های تلویزیون فزونی یابد. حال باید دید آیا دورهمی در ادامه حیات خود به چه خلاقیت های فرمی روی می آورد تا هم بقای بیشتری داشته باشد و هم مخاطبان خود را افزایش دهد.

روی هم رفته هر دو برنامه از این نظر که توانسته اند رقیبان خود در شبکه های ماهواره ای خود را تا حد زیادی در آن ساعات شکست دهند حرفی نیست  و تلاش سازندگان باید در خلاقیت آن ها برای تولید برنامه سازنده و مفرح درچارچوب موازین انسانی و اسلامی باشد.

( بخش اول براساس کتاب انواع ادبی دکتر شمیسا)