جیمز والمن
ترجمۀ: نجمه رمضانی

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از جیمز والمن که پیش از این با عنوانِ «روش عجیب فیس‌بوک و اینستاگرام در شاد کردن زندگیِ ما»، منتشر شده است.

در گذشته مالکیت مادی بیشتر از تبادل تجربه‌های هیجان‌انگیز برای فرد منزلت می‌آورد. دیگر ترجیح تجربه‌های جالب بر اجناس نه تنها پذیرفته شده بلکه از نظر اجتماعی، امری مورد انتظار است. تجربه‌گری به آرامی گسترش می‌یابد و به جریانِ اصلی بدل می‌شود. رسانه‌های اجتماعی این روند را به نقطۀ شروع خود باز گردانده‌اند. امروزه، فقط برخی افراد امکان پیدا می‌کنند که دارایی‌های مادی‌تان را ببینند. اما حالا با وجود تمام دوستانتان و تمام دنبال‌کنندگانشان در تویتر، فیس‌بوک، پینتراست و اینستاگرام، افراد بیشتری متوجه می‌شوند که در حال تجربه‌کردن چه چیزی هستید. به لطفِ رسانه‌های اجتماعی می‌خواهیم با تجربه‌های سایرین چشم‌وهم‌چشمی کنیم. ولی آیا ما به اندازهٔ سایر دوستانمان تجربۀ هیجان انگیز داریم؟ این نگرانی آن قدر رایج شده که نامی جدید یافته: ترس از عقب افتادن.

بخش هایی از پادکست:

به هر حال هر کسی قادر است اجناس مادی را خریداری کند اما همه نمی‌توانند در رویدادی که درباره‌اش فیلمی در تویتر یا عکسی در اینستاگرام می‌گذارید، حضور داشته باشند.
***
تحول دیگری هم در این بازی رخ داده که به اعتقاد من تأثیر مخرب‌تری بر شادی دارد. در گذشته زندگیِ روزمرۀ خود را که دنبال می‌کردیم، تنها افرادی با اتومبیل‌ها و ساعت‌ها و لباس‌های شیک‌تر نمی‌دیدیم، بلکه با افرادی نیز مواجه می‌شدیم که وسایلشان ارزان‌تر، کهنه‌تر، مندرس‌تر و با طراحی‌ای ساده‌تر از وسایل ما بود. همین ترکیب به ما احساس امنیت می‌داد. اگر روی پایین‌ترین پلۀ نردبان اجتماعی نبودیم، دیگر اشکالی نداشت که روی بالاترین هم نباشیم.

حالا به آخرین باری که به شبکه‌ای اجتماعی نگاه انداخته‌اید، فکر کنید. اصلاً متوجه شده‌اید که فیس‌بوک و سایر شبکه‌های اجتماعی چطور گاهی مجلات پرزرق‌وبرقی را به ذهن می‌آورند که سبکِ زندگی افراد ثروتمند و خوش‌بخت را نشان می‌دهند و انگار رویشان نوشته‌اند نگاه کنید اما دست‌نزنید؟
***
فیس‌بوک راه جدیدی را برای چشم‌وهم‌چشمی جلوی ما باز کرده و گونۀ جدیدی از نگرانی در این باره است.
***
با وجودِ شمشیر دولبۀ رسانۀ اجتماعی، یادگیری و به‌یادآوری چهار کشفِ دانشمندانِ اجتماعی در سال‌های اخیر اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد: اینکه تجربیات احتمالاً ما را شاد می‌سازند چون احتمالاً کمتر از آن‌ها خسته می‌شویم،‌ احتمالاً آن‌ها را از پشتِ عینکِ خوش‌بینی می‌بینیم، احتمالاً آن‌ها را بخشی از خود می‌دانیم و احتمالاً ما را به سایر افراد نزدیک‌تر می‌سازند و مقایسه‌شان سخت‌تر است.

حتی اگر تجربیات را هم بتوان مقایسه کرد، مقایسۀ آن‌ها به اندازۀ مقایسۀ اجناس مادی واضح و شسته‌رفته نیست و این بدان معناست که احتمالاً کمتر به مقایسه فکر می‌کنید، احتمالاً کمتر از انتخاب خود پشیمان می‌شوید و کمتر به معانیِ ضمنیِ مرتبط با جایگاهِ اجتماعیِ کاری که می‌کنید، می‌اندیشید. تجربه‌های نو نه تنها مسیر هوشمندانه‌ای به سوی شادی‌اند، بلکه به برکتِ وجودِ فیس‌بوک، بهترین روش برای لرزاندن پرهای سر دمتان هستند.

منبع پادکست: سایت موسسه ترجمان
منبع نوشتار: سایت موسسه ترجمان