سومین مصاحبه پایگاه راهبردی با دکتر نجفی سولاری به موضوع سواد رسانه ای اختصاص یافت. اشراف ایشان بر فضای رسانه ها و تجربه مدیریتی و سیاست گذاری ایشان فرصت مغتنمی بود که در طی پرونده های سواد رسانه ای، سیاست گذاری فضای مجازی و آینده پژوهی رسانه ها از آن بهره بردیم. در ادامه مصاحبه پایگاه راهبردی با دکتر نجفی سولاری را در پرونده درآمدی بر سواد رسانه ای مطالعه می کنید.

راهبردی: بیشتر کارها و تحقیقاتی که انجام شده است در حوزه تعاریف و نظریه‌هایی است که شاید ملموس نباشد. می‌خواهیم در ابتدا برای ما یک تعریف ساده از سواد رسانه‌ای داشته باشید.

اگر بخواهیم خیلی معمولی و کابردی سواد رسانه‌ای را تعریف کنیم به مجوعه‌ای از دانش‌ها گفته می‌شود که انسان‌ها برای فهم مربوط به فضای مجازی استفاده می‌کنند و به عبارت دیگر قواعد زندگی کردن در محیط مجازی را یاد می‌گیرند.

چون ما قائل به این هستیم که فضای مجازی زیست دوم انسان‌ها را تشکیل داده و بخش مهمی از وقت انسان‌ها در این زیست دوم صرف می‌شود.

همه چیزهایی که در زندگی واقعی وجود دارد ما معتقدیم که در این زیست دوم هم وجود دارد، بنابراین همان‌طور که به عنوان مثال برای ماشین‌ها و کنترل آنان مهندسی ترافیک داریم و یا اگر در حوزه‌های مختلف شما اصول اخلاقی و ادبی لازم دارید، اگر به زمینه حقوقی نیاز داری، همه این‌ها را در زیست دوم نیز نیاز داشته و فهمیدن آن را می‌گوییم سواد رسانه‌ای.

 

راهبردی: یعنی سواد رسانه‌ای مربوط به حوزه‌های مختلف مرتبط با این موضوع می‌شود؟

بله؛ اصول اخلاقی، حقوقی و …، همه را باید بدانیم که بگوییم سواد رسانه‌ای داریم.

 

راهبردی: الزاما ناظر به مخاطب و استفاده او است؟

الزاما اگر شما بگویید کاربر، بهتر است مشخص کنیم این کاربر کیست؟ مربوط به همه ذی‌نفعان فضای مجازی است. به همه زیرمجموعه‌های مجازی ارتباط دارد. من از شما سوال می‌کنم که در موضوع قوانین راهنمایی و رانندگی مثلا آیا خود پلیس ذی‌نفع است یا نه؟ آیا مسائل مربوط و ناظر به او هم می‌شود؟ مسائلی مانند عدالت ناظر به او نیز هست؟ حال آیا قاعده فقط برای راننده‌ها است؟ نه؛ تنها برای راننده‌ها نیست بلکه آن بچه ابتدایی را هم در نظر می‌گیرد که باید از خط عابر پیاده عبور کند، همانند این مثال را در فضای مجازی عینا داریم، پس از ابتدایی‌ترین اطلاعات برای اقشار لازم است تا عالی‌ترین سطوح سواد رسانه‌ای که برای طراحان و متخصصان در حوزه رسانه است. ولی مثلا افرادی که می‌خواهند در شبکه‌های اجتماعی تنها مطلب بگذارند و بروند، باید یک شناخت حداقلی از این فضا داشته باشند.

 

راهبردی: در سواد رسانه‌ای یعنی منظور اطلاع از چگونگی استفاده فنی از ابزار اطلاعاتی و رسانه‌ای؟

نه؛ به معنی فهم سبک زندگی در زیست فضای مجازی است.

 

راهبردی: به نظر شما چند درصد از افرادی که در ارتباط با این فضا هستند، از این سواد برخوردارند؟

خیلی کم! گرفتاری امروز جامعه جهانی این است که به سواد رسانه‌ای به اندازه سواد در زندگی واقعی اهمیت داده نمی‌شود. در زندگی واقعی قوانینی وجود دارد که همه بلد هستند اما وقتی می‌رویم در این زیست دوم مسائلی وجود دارد که اطلاعی از آن نداریم!

به طور مثال می‌گویم شما متوجه شده‌ای که در فضای واقعی به کاربردن برخی ادبیات در محاوره خوب نیست، حال ادبیات در زیست دوم تفاوت دارد با زیست اول، مثلا من که الان با شما صحبت می‌کنم نحوه و نوع صدای من، پائین و بالا رفتن میزان صدای من دخیل است در نوع فهم شما و برداشت شما. حالا اگر من همین صحبت را مکتوب کنم باید به سبک دیگر این انتقال معانی را صورت دهم، مثلا از علامت تعجب، سوال و … استفاده کنم. حالا عین همین قضیه را در رسانه‌های مجازی داریم. بنابر این زبان خود را می‌خواهد، اخلاق خودش را می‌خواهد، فهم خودش را می‌خواهد.

مثال دیگر ما در مسائل شرعی درباره صله رحم قواعدی داریم که می‌گوییم که اگر پدر و مادر تو کافر هم باشند قطع رحم با آن‌ها جایز نیست، پس ما آن را در زندگی واقعی پذیرفته‌ایم. اما سوال این جا است که در فضای مجازی آیا ما یاد گرفتیم که قطع ارتباط با چه کسی خلاف است و ارتباط با چه کسی خلاف است؟!

یک نفر مظهر اشاعه فساد و فحشا است، منبع کذب است. حالا اگر من سواد رسانه‌ای داشته باشم و قدرت فهم داشته باشم که آیا این سخن مطرح شده در فضای مجازی دروغ است و یا نه متفاوت است از فضای واقعی. بنابر این در فضای مجازی قواعدی دارم که همه زمینه‌ها را شامل می‌شود.

 

راهبردی: مشکل در بیان سواد رسانه‌ای آن جا است که بسیاری از آموزش‌ها و بررسی‌های انجام شده روی هوا است و نیامده بر روی زمین تا برای مخاطب عام ملموس شود؟

بله مشکل آن‌جا است که ما قواعد، اصول و … را نیامدیم کار کنیم و این را مبدل و تبدیل کنیم برای فضای مجازی.

مثلا ضرب و جرح را در محیط واقعی داریم اما چه کسی آمده در فضای مجازی آن را تبیین کند و بگوید این مورد جریمه دارد در فضای مجازی و این خلاف است!

یکی از دلایل این است که عموما عالمان بیشتر به فضای واقعی دقت داشته‌اند. قواعد اصول را در فضای واقعی ترسیم کرده‌اند، کسی نیامده است و این‌ها را مبدل کند در فضای مجازی!

یک تعداد محدودی در دنیا آمده‌اند، دانشمندان آمده‌اند شروع کردن به نوشتن برخی قواعد و اصول. اما در ایران ما آمده‌ایم چنین کاری انجام دهیم؟! من تنها جایی که فکر می‌کنم تا حدودی کار شده و آن تنها در موضوع جرائم است، آن کمیته تعیین مصادیق جرائم فضای مجازی است. آن هم آمده‌اند مصداق‌ها را مشخص کرده‌اند که به نظر من به دلیل شناور بودن و ژله‌ای بودن فضای مجازی دائم در حال تغییر است و لحظه به لحظه دارد تغییر می‌کند و شاید این کار جواب‌گو نباشد.

فکر می‌کنم که خیلی خیلی چیزهای دیگر موجود است که ما باید تبدیل کنیم آن را به یک پروتکل و قواعد زیست در فضای مجازی و آن را مدون کنیم برای اینکه آموزش داده شوند و سواد رسانه‌ای مردم بالا رود!

 

راهبردی: متولی این امر چه کسی است؟

شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی فضای مجازی متولی این امر است.

 

راهبردی: به نظر می‌رسد این شورا وجود خودش هم مجازی است!

حالا یک گرفتاری‌هایی متاسفانه در این دولت و دولت گذشته وجود داشته است و آن هم به نظرم عدم درک اهمیت این قضیه است. همین سوالی که شما دارید که آیا جایی داریم که قواعد این زیست را تبیین کند و من به شما می‌گویم متاسفانه در دنیا دارد کارهایی می‌شود اما در ایران نه!

آیا لطمه نمی زند؟ اگر ما قواعد این زیست دوم را درک کرده بودیم آیا این مفاسد و مشکلات ادامه پیدا می‌کرد؟ مسلما خیلی از گرفتاری‌ها رخ نمی داد زیرا هیچ کس بد خودش را نمی‌خواهد و دوست ندارد به خودش ضربه بزند! ولی چون مطلع نیست به خودش ضرر می‌زند.

آیا ما مردم را آگاه کرده‌ایم که هرچه در فضای مجازی، در شبکه های اجتماعی، در سرورها اطلاعات بگذاریم یک کپی از آن هم در سرور بیگانه قرار می‌گیرد؟! ما آموزش نداده‌ایم و او را مطلع نکره‌ایم!

عکس خانوادگی‌اش را، موضوعات شخصی اش را، اسرار نهفته در دلش را امانت می‌گذارد در سرور بیگانه و ما اورا آموزش نداده‌ایم و مطلع نکرده‌ایم! یک دفعه به منزل او از طرف یک شرکت تجاری تماس می‌گیرند و او با این سوال مواجه می‌شود که ببخشید شماره من را از کجا آورده‌اید و با این پاسخ مواجه می‌شود که شما اطلاعات خود را در فلان سایت ثبت کرده بودید! اما آیا او اطلاع دارد که مشخصات و سایر اطلاعات او اینگونه می‌تواند در دسترس قرار گیرد!

 

راهبردی: بیشتر کارهایی هم که می‌شود در این زمینه، منفعلانه است؟

هر موقع که خرابکاری می‌شود و مشکلی پیش می‌آید و بحرانی حاصل می‌شود بعد به این فکر می‌افتیم که حالا رهکاری برایش پیدا بکنیم. اما باز من این را عیب نمی‌دانم و مشکل این جا است که وقتی بحران از بین می‌رود و گرد و غبارهای بعد فتنه می‌رود ما یادمان می‌رود که امکان دارد تکرار شود! یعنی اشکال اساسی که وجود دارد این است که باز نمی‌نشینیم و بعد از آن مشکل و آسیب وارد شده برای آن فکری کنیم که تکرار نشود.

غیر از این ما باید تصور این که حادثه باید واقع شود و بعد ما برای آن فکری کنیم از ذهن‌مان بیرون کنیم. ما باید ببینینم چه حوادثی ممکن است واقع شود در فضای مجازی و بنشینیم برای آن آموزش دهیم.

 

راهبردی: چه کسی باید این کار را انجام دهد و قبل از وقوع آسیب‌ها فکری کند؟ آیا متولی ندارد؟

متولی دارد اما اینکه متولی چقدر موفق است مساله است. وگرنه در نظام جمهوری اسلامی متولی آن شورای عالی فضای مجازی است. وظیفه‌اش این است قوانین و سیاست‌های لازم را وضع کند، تقسیم کار ملی کند، وظایف را مشخص کند. اجرای این مساله با شورای عالی فضای مجازی است.

 

راهبردی: پس مشکل در کجا است که ما اقدام عملی نمی بینیم؟

هنوز درک درستی از مساله نشده است.

 

راهبردی: مگر افراد خبره در این موضوع و واقف به این مساله در شورا نیستند؟ چگونه می‌شود این افراد درک درستی نداشته باشند؟

آیا آن افراد وقتی بخواهند تغییراتی را در حاکمیت اجرا کنند باید تمام بدنه حاکمیت با آن همراه باشد یا نه؟ الان همراه نیست و علت این امر عدم درک از اهمیت است.

شما ببینید اگر امروز ساعت ۸ صبح بلند شوید و ببینید همه نانوایی‌ها بسته است، ساعت ۸:۱۵ حکومت یک چاره‌ای می‌کند و مساله را حل می‌کند اما اگر شبیه این اتفاق در فضای مجازی اتفاق بیفتد چه کار می‌کند؟ چند ساعت و چند ماه و چند سال بعد پیگیری می‌کند و مساله را حل می‌کند؟! پس این موضوع به خاطر درک نشدن مساله است. این یک بحران پنهان است، که همه باید متوجه آن شوند.

 

راهبردی: حالا جدای از سیستم حکومت و دستگاه‌های قانونی و اجرایی، اگر افرادی بخواهند خود در موضوع سواد رسانه‌ای نقش آفرین باشند نظر شما چیست؟ چه پیشنهادی دارید؟

خیلی عالی است. اتفاقا بحث سواد رسانه‌ای اساسا در مدل پست مدرن عمدتا مردم گرایی است. بنابراین سواد رسانه‌ای و فهم این خطر و منفعت ناشی از آموزش، این فهم را مردم باید منتقل کنند و اساسا مردم نقش بسیار بالایی در ارتقاء سواد رسانه‌ای دارند.

آموزش قواعد زندگی در فضای مجازی را آدم‌ها بیشتر به هم یاد می‌دهند تا حکومت‌ها. آدم‌ها هستند که می‌گویند چه چییز خوب است و چه چیزی بد. ارزش گذاری بیشتر توسط آدم‌ها صورت می‌گیرد.

هرچقدر نخبگان و افراد هوشمند و فهیم‌تر فعال‌تر برخورد کنند این قاعده که وضع می‌شود مطلوب‌تر است و هرچقدر دانشمندان و کسانی که تخصص و مرجعیت برای قواعد زندگی دارند در فضای مجازی وارد شوند، فضای مجازی سامان بهتری پیدا کرده و سواد رسانه‌ای مطلوب‌تر انتقال پیدا می‌کند. اما اگر افرادی که زیاد پایبند اخلاق نبوده باشند و به عنوان منتقل کننده سواد رسانه‌ای باشند دیگر این سواد رسانه مطلوبیت خود را نخواهد داشت.

پس نوع افزایش سواد توسط مردم است، اما چه نوع سوادی؟ بستگی دارد چه نوع سوادی تولید کنند. اگر روشنفکران و آگاهان نسبت به فضای مجازی این قواعد را وضع کنند این زیست دوم مطبوع خواهد شد اما اگر این قواعد توسط آدم‌های بی‌ربط و ناآگاه باشند این مطبوعیت کاهش خواهد یافت.

 

راهبردی: حالا شما نسبت به مسئولیتی که دارید چه نقشی می‌توانید داشته باشید؟

سازمان صدا و سیما ماموریت خودش را در عرصه مجازی فعلا معلق گذاشته و در حال بررسی است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم که دیگر من نیستم و اطلاعی که دارم این است که کار خاصی انجام نشده است. در حوزه سواد رسانه‌ای کار خاص و مهمی نمی شود در حالی که خیلی مهم است و از خلاهای کاربران فضای مجازی بحث سواد رسانه‌ای است که نهادهای حاکمیتی که می‌توانند کمک کنند یکی وزارت ارشاد است و یکی صدا و سیما، نیروی انتظامی و پلیس فتا هم در این مساله ورود کرده است. خود مردم که در سایت‌ها، شبکه‌های مجازی و… فعالیت‌هایی انجام می‌دهند کارهای خوبی است و به نظرم نقش مردم در این افزایش سواد رسانه‌ای بیشتر خواهد بود.

 

راهبردی: به عنوان سوا آخر پیشنهاد شما برای مطالعات در حوزه سواد رسانه‌ای چیست؟

به نظر من الان مهمترین مساله کار در اصول اخلاقی است. اگر کسی بتواند قواعد خیلی روشن اخلاقی تبیین کند کار مهمی انجام داده است. ما در زندگی واقعی مثلا می‌گوییم که دروغ ام‌الفساد است و برای آن در دین الهی مجازات در نظر گرفته شده است و خیلی قبیح جلوه داده است. حال اگر کسی بیاید و بگوید در فضای مجازی چیزی که یقین به آن ندرای نشر آن دروغ است و اگر در فضای مجازی کار شود و نشر دهی مانند این است که رفتی در یک مسجد و به ده هزار نفر دروغ گفتی و در نتیجه خیلی عذاب آن باید بیشتر باشد! باید یک عده‌ای در این حوزه کار بکنند و به فرض مثال بگویند نشر آن چیزی که یقین نداری خودداری کن. الان یکی از بلاهای موجود در فضای مجازی چیست؟ همین است دیگر!

ما در زندگی معمول می‌گوییم خداوند ستارالعیوب است و آدم‌هایی که عیب مردم را بازگو نمی‌کنند آدم‌های خوبی هستند. حال ما بیاییم و بگوییم بازنشر چیزی که سر و یا عیب یک نفر باشد چه حکمی دارد.

حال این دو مثالی بود که من گفتم. همین دو مثال فکر می‌کنید چند در صد مسائل فضای مجازی را دربر گرفته است؟! درصد بالایی است. بنابراین به نظر من اگر کسی بخواهد الان کار علمی برای فضای مجازی انجام دهد اصول زیست اخلاقی در فضای مجازی را در بیاورد و تبدیل کند به زبان همان رسانه.

خیلی کارهای دیگری نیزی وجود دارد که من یکی از آن‌ها را گفتم و آن تببیین اصول اخلاقی در زیست دوم است، این می‌شود یک رساله دکتری و این موضع برای صدها مقاله جای کار دارد.

یکی دیگر از مسائل فضای مجازی تلف کردن وقت است. حال ار یک دانشجوی فوق لیسانس بتواند شیوه‌های صرفه جویی در وقت در فضای مجازی را دربیاورد. من به تازگی کتابی مطالعه کردم با عنوان شیوه‌های تحقیق در اینترنت. متاسفانه وقتی وارد سایت می‌شویم اینقدر حاشیه‌ها زیاد است که ما را از اصل کار باز می‌دارد. این کتاب به ما یاد می‌داد که چگونه به جاده‌های انحرافی نرفته و هدف تحقیق را گم نکنیم. حال در این زمینه انواع و اقسام اتلاف وقت در فضای مجازی وجود دارد. چه کنیم که کمترین وقت را بگذاریم و حداکثر استفاده را ببریم؟

اگر کسی به ما یاد بدهد که همه موضوعات مربوط به یک خبر را در کمترین دقائق به ما دهد، این چگونه جاصل می‌شود به جز سواد رسانه‌ای؟! پس دومین مطلب که به نظرم می‌رسد باید مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد شیوه‌های صرفه‌جویی در زمان در زیست دوم است.

ما اگر بپذیریم که زیست دوم در فضای مجازی ترفند خودش را دارد پس این زیست دوم مولفه‌های فرهنگی آن هرکدام موضوع یک رساله است و باید مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. باید تئوریزه کنیم و بیاییم و بگوییم اگر بخواهیم فرهنگ این زیست دوم ما در فضای مجازی مطبوع شود باید چه کارهایی انجام دهیم.

 

savad-pic