مسئله جایگاه آموزش و پرورش در ارتقاء سواد رسانه ای، سواد رسانه ای در سیاست های آموزش و پرورش، الگوهای سیاستی و مشکلات سواد رسانه ای در آموزش و پرورش در مصاحبه با رامین چابکی ، کارشناس ارشد فرهنگ و ارتباطات و دانشجوی دکتری رشته ارتباطات بررسی شده است. پایان نامه ایشان در حوزه سواد رسانه ای نگاشته شده واشراف خوبی بر حوزه سیاست گذاری این حوزه دارند. پایگاه راهبردی مطالعه این مصاحبه را به علاقه مندان و پژوهشگران حوزه سواد رسانه ای توصیه می کند.

 

راهبردی: به عنوان مقدمه راجع به مفهوم سواد رسانه‌ای به ویژه معطوف به بحث آموزش و پرورش اگر صحبتی هست بفرمایید.

مفهوم سواد رسانه‌ای در ایران یک مفهوم جدیدی است یعنی در آموزش و پرورش تازه به موضوع سواد رسانه‌ای رسیدند و در واقع در آموزش و پرورش سندی که تبیین شده سند تحول آموزش و پرورش به نوعی یک سری بندهایی دارد که مربوط به بحث سواد رسانه‌ای است. البته در نسخه اولیه سند خود لفظ سواد رسانه‌ای آورده شده بود، اما در نسخه نهایی که ابلاغ شد، این عبارت سواد رسانه‌ای حذف شد ولی مفهوم سواد رسانه‌ای در یکی از بندهای سند به عنوان آگاهی بخشی به خانواده‌ها و آگاهی بخشی به دانش‌آموزان در حوزه رسانه‌ها موجود است.

 

راهبردی: علت خاصی داشت این حذف؟ ازلحاظ واژه‌ای حذف کردند؟

ازنظر واژه‌ای نمی‌دانم با واژه‌اش چه مشکلی داشتند خود تدوین‌کنندگان. چون این سند که تدوین می‌شود، کلی کمیسیون می‌رود. در لابه لای این کمیسیون‌ها گویی حذف شده، به نوعی مفهومش را گذاشتند که بحث آگاهی‌بخشی است. در بندهایی که موجود است، همان مفهوم سواد رسانه‌ای در بحث رسانه‌ها و خانواده و دانش‌آموز است ولی علت این‌که حذف شده است را من در جریان نیستم.

در مجموع می‌خواهم بگویم سواد رسانه‌ای یک مفهومی است که در جهان خیلی به آن پرداخته می‌شود و خیلی از کشورها سواد رسانه‌ای تدوین کردند، خیلی از کشورها در این حوزه پیشرو هستند مثل کانادا، ژاپن و حتی انگلستان. امریکا شرایط خاصی دارد، آنجا سواد رسانه‌ای بیشتر انجمن‌ها در حوزه سواد رسانه‌ای هستند، ولی خیلی از کشورها دولت‌هایشان به نوعی تدوین سند کردند، حتی اتحادیه اروپا سندهای مختلفی دارد، اتحادیه اروپا یک بخشی دارد که حتی نوع سنجش سواد رسانه‌ای در کشورهای مختلف اروپایی که چه طوری باید باشد را تدوین کرده‌اند تا یک معیار مشخصی باشد برای سنجش سواد رسانه‌ای. فعالیت‌ها را در نظر می‌گیرند. خیلی از کشورها در حوزه سواد رسانه‌ای برنامه درسی تدوین کرده‌اند. یونسکو کلی به این برنامه پرداخته، در کشورهای مختلف وقتی سواد اطلاعاتی را مطرح کرده و یکی از ملاک‌های توسعه قرار داده است.

برنامه درسی مختصی برای انگلیس تدوین شده، برنامه‌های مختلف درسی برای معلمین تدوین شده که شیوه‌های آموزش را توضیح داده است. ولی در ایران بیشتر مفهوم جدیدی است که تازه به نوعی یک موجی راه افتاده که می‌شود گفت از دانشگاه‌ها شروع شد، از چندین سال قبل دانشکده‌های ارتباطات به این مفهوم پرداختند، کم کم یک سری کتاب‌هایی تهیه شد، یک سری مقالات نگارش شد، اخیراً یک کنفرانس بین‌المللی نیز در حوزه سواد رسانه‌ای برگزار شده است. این‌ها یک موقعی واکاوی و دستورسازی کرد برای سیاست‌گذاران. آموزش و پرورش هم شرایطش را گرفتند، یعنی بحث سند جداست. الان تا جایی که من در جریان هستم دغدغه مدیران آموزش و پرورش نیز در این جهت است که برنامه‌هایی در حوزه سواد رسانه‌ای تدوین کنند.

 

راهبردی: یعنی الان برنامه رسمی عملی در سیستم آموزش و پرورش ما وجود ندارد؟

نه به هیچ عنوان.

راهبردی:حالا در تدوین سیاست‌ها یا برنامه‌های عملی ما باید خودمان بنشینیم یک برنامه تدوین کنیم؟ یعنی نمی‌شود مثلاً از برنامه‌های نوشته یونسکو و از این دست منابع استفاده کرد؟

صد در صد. یک قسمت از کار بین‌المللی هست یعنی همه جای جهان، مثلاً شیوه‌های تدریس هست این بحث، چون این بحث یک بحثی است که در جریانش نیستند. یک سری مفاهیم دارد سواد رسانه‌ای که اگر بخواهیم به دانش‌آموزان آموزش داده بشود یا به مخاطبین اطلاع رسانی شود، مدرس مانند درس ریاضی که می‌خواهد تدریس کند، باید بر موضوع مسلط باشد. به همین دلیل یک سری شیوه‌ها آموزش داده می‌شود. آموزش هست که درونش بحث می‌کنند که چگونه به معلمان مدارس رسانه‌ها را آموزش بدهیم و اینکه چه طوری و از چه شیوه‌هایی برای آموزش می‌توان استفاده کرد؟ چون وقتی ما می‌خواهیم شیوه‌های سواد رسانه‌ای را به دانش‌آموز بگوییم حساسیت‌های خاصی دارد. باید یک شیوه‌های آموزشی داشته باشیم که دانش‌آموز بتواند با آن ارتباط برقرار کند. این‌ها شیوه‌ها، سرفصل‌هایی می‌شود که می‌توان گفت مشترکات هست و ما قطعاً می‌توانیم از منابع جهانی نیز استفاده کنیم. یونسکو حتی برنامه‌های درسی کشورهای مختلف را دارد. اما یک قسمت از کار مخصوص خودمان است و ما یک چیزهایی را باید اضافه کنیم. یعنی یک بحث‌هایی، یک قسمت‌هایی از آن‌ها را حذف کنیم. ولی در مجموع این قابل استفاده است و الان هم یک مجموعه کتاب‌ها چاپ شده که به نوعی به این موضوع پرداخته و قابل استفاده است. ولی اینکه عزم جدی برای استفاده از آن باشد در این جا امر مهمی است. البته من خوشبین هستم و فکر می‌کنم این اتفاق می‌افتد. بالاخره مدیران آموزش و پرورش واقعاً این دغدغه را دارند. ولی خوب کمبود متن فارسی هم یکی از علل است که به نوعی الان تا حدودی دارد تولید می‌شود و عده‌ای از علاقمندان به این حوزه چون پایان‌نامه نگارش شده و حتی بعضی از پایان‌نامه به سمت تدوین برنامه درسی در این موضوعات هم می‌رود. ولی اگر بخواهم سؤال شما را پاسخ بدهم قطعاً می‌شود از منابع خارجی هم استفاده کرد.

 

راهبردی: ما در بررسی‌های سواد رسانه‌ای، یکی از مشکلات اصلی را عدم درک مسئولان از موضوع سواد رسانه‌ای می‌دانستیم. شما در حوزه آموزش و پرورش این مشکل را چگونه می‌بینید؟ آیا مسئولان به این امر توجه ویژه‌ای دارند؟

به نظرم برخی از مسئولان این درک را دارند. مثلاً دبیر شورای عالی آموزش و پرورش من می دانم که بحث سواد رسانه‌ای دغدغه‌اش است. چون من مستقیم با ایشان در ارتباط هستم. می‌دانم که دغدغه سواد رسانه‌ای را واقعاً ایشان دارند. ولی اینکه کل مجموعه آموزش و پرورش چگونه است را واقعاً نمی‌دانم که تا چه نسبت به موضوع درک دارند و به ضرورتش واقف هستند. ولی برخی از مسئولان را من می‌شناسم که به نوعی دغدغه دارند. ولی اینکه این را بشود در دستور کار آموزش و پرورش قرار داد یا نه. این را نمی‌دانم که آیا این اتفاق می‌افتد یا نه. البته به نظرم الان یک جریانی در بحث آموزش سواد رسانه‌ای در کشور افتاده است. مثلاً شهرداری‌ها دارند اقدام می‌کنند به این کار. مثلاً نهادهای دیگری مانند مرکز توسعه رسانه‌های دیجیتال و قسمت‌های دیگر مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز اقداماتی داشته‌اند. به نظرم باید نهادهای مختلف اقدام کنند ولی آموزش و پرورش باید تمام مدیرانش پیگیر باشند. من نسبت به این موضوع مطلع نیستم ولی تا یک حدی می‌دانم که این بحث بوده بین آن‌ها و دغدغه یک سری از مدیران آموزش و پرورش، بحث آموزش سواد رسانه‌ای است.

راهبردی: در بحث مشکلات سواد رسانه‌ای در حوزه آموزش و پرورش، شما به دو مشکل اشاره کردید که مهم‌ترین بخش، همان معلمان هستند. معلمانی که شاید از نسل‌های قبل باشند و در حوزه رسانه‌ای از دانش‌آموزانی که می‌آیند سر کلاس عقب‌تر هستند! اگر علاوه بر مشکل کمبود منابع فارسی و وجود معلمان مسلط بر بحث سواد رسانه‌ای، مشکلات دیگری در این حوزه مدنظرتان هست بفرمایید؟

اولین گام در این بحث آموزشی این است که معلم و مربی به نوعی تربیت شده باشد که متاسفانه مهم‌ترین خلأ در این حوزه معلمان هستند. دانش‌آموز که هر چه به او تزریق بشود به نوعی می‌آموزد و قابلیتش را دارد که بیاموزد. مخصوصاً در بحث رسانه‌ها که بحثی که الان نوجوانان و جوانان به نوعی درگیر هستند و حتی می‌شود گفت کودکان هم خیلی درگیر این مسئله هستند. ولی اگر به نوعی این معلم شیوه‌های جدیدی استفاده کند برای آموزش، قطعاً مخاطب هم با جان و دل این‌ها را به کلی یاد می‌گیرد. ولی مشکل جدی به نظر من در کشور ما بحث مربیان و معلمان هستند. اینکه ما معلمان آموزش دیده در این حوزه نداریم. تمام دانشی که معلمان و مربیان دارند یک سری دانش‌های عمومی است که جسته و گریخته است که از رسانه‌هایی مثل تلویزیون شنیدند یا مقاله‌ای خواندند و این‌ها را نمی‌شود گفت که طرف قابلیت این را دارد که توانمند بشود برای آموزش سواد رسانه‌ای. خیلی مسئله مهمی است بحث رسانه‌ها و قطعاً در کشورهای مختلف واقعاً تربیت مربی و معلم می‌کنند. یعنی معلمانی تربیت می‌کنند که قابلیت این را داشته باشند که با دانش‌آموز کلنجار بروند و به نوعی جایگزین‌هایی را به دانش‌آموز بدهند و به نوعی هدایتگر باشند در این حوزه. چون صرفاً ما نمی‌توانیم بگوییم این رسانه، این بدی را دارد. بالاخره دانش‌آموز یا آن مخاطب ما دنبال آلترناتیوهاست، دنبال این هست که آسیب‌ها را کاهش بدهد. این‌ها نیازمند این است که معلم ما مسلط باشد به آن حوزه و درک درستی از رسانه‌ها داشته باشد. به همین دلیل مهم‌ترین و عمده‌ترین مشکل بحث آموزش مربیان و معلمان است. در مرحله دوم هم بحث برنامه درسی و متون فارسی است. یعنی متن آموزشی و شیوه‌های نوین آموزشی که باید داده بشود. یک قسمت دیگر کار برمی‌گردد به مشکل زیرساخت تا بالاخره بحث، بحث رسانه‌هاست و آموزش رسانه‌ها به نوعی نیازمند خود رسانه‌هاست. یکی از شیوه‌هایی که می‌شود آموزش داد بحث سواد رسانه‌ای، آموزش از طریق خود رسانه‌هاست. یعنی ما آموزش می‌دهیم در مورد رسانه‌ها از طریق رسانه‌ها. به نوعی این هم نیازمند یک سری زیرساختارهایی است که به نظرم به نوعی در آموزش و پرورش تأمین نشده است. به نظرم مهم‌ترین مشکل این‌هاست و مهم‌ترین کار این هست که در مسئولان و مدیران و سیاست‌گذاران آموزش و پرورش عزم جدی دیده شود. اگر این مشکلات حل بشود قطعاً می‌شود گفت که گام‌های خیلی بزرگی گذاشته شده در این مسئله، یعنی در مسئله آموزش سواد رسانه‌ای.

 

راهبردی: در این بحث عزمی که فرمودید مرحله اول سیاست‌گذاری است. درست است؟ موضوع سیاستگذاری آموزش و پرورش اول باید اصلاح بشود اما این به الگو ختم خواهد شد یا فعلاً ما درگیر سیاستگذاری شدیم؟ یعنی نمی‌توانیم یک سری الگوها را انتخاب کنیم و در بحث سواد رسانه‌ای از آن پیروی و استفاده کنیم؟

در مورد الگوها، اجرای این سیاست‌ها و برنامه‌های تولید مربی و معلم طبق برنامه‌ریزی مدون یا همان زیرساخت‌هایی است که گفتم. به همین دلیل اگر وزارت آموزش و پرورش بخواهد به بحث اجرایی برسد باید این مقدمات را برطرف کند و آن‌ها را داشته باشد تا بتواند یک آموزش مبسوط در حوزه سواد رسانه‌ای داشته باشد. این امر امکان‌پذیر است ولی به یک عزم جدی نیازمند است.

 

راهبردی: می‌دانید مشکل چیست؟ این سیاست‌ها تا می‌آید برسد به الگوها این قدر سرعت رسانه‌ها و تاثیرگذاری‌ها و آسیب‌هایی که ناشی از این رسانه‌ها، بالا است که جوانان و نوجوانان را مورد هجوم قرار می‌دهد. سؤالم این است که آیا این زمان‌بر نمی‌شود و ما همین‌طور در حال از دست دادن فرصت نیستیم؟ نمی‌توانیم یک سری الگوها پیشنهاد بدهیم و فعلاً کارکنیم جدای از بحث سیاست‌گذاری؟ الان مثلاً براساس الگوهایی که در کشورهای دیگر بوده یا خودمان به این نتیجه رسیدیم یک مجموعه برنامه درسی اضافه کنیم؟

قطعاً می‌شود به واسطه انجام دادن با سرعت بیشتر و اینکه سریع‌تر انجام بشود به نتیجه سریع تر رسید ولی خوب این مستلزم این است که ما طبق همان الگوهایی که شما می‌گویید پیاده کنیم. این نیازمند آن است که ما یک سری معلم و مربی داشته باشیم. شما فرض کنید که ما برنامه درسی مدون داریم، حالا کی می‌خواهد این برنامه درسی را اجرا کند؟! الان مخاطب ما اطلاعاتش در حوزه رسانه از خیلی از معلمان بیشتر است. راهی نداریم مگر اینکه معلمان بر بحث رسانه مسلط بشوند. اگر ما بخواهیم ضرب‌الاجلی مدون شده باشد، چه کسی اجرا بکند؟ چه کسی با آن ذهن سوال‌انگیز دانش‌آموز درگیر باشد و به آن‌ها پاسخ بدهد؟ این یکی از مهم‌ترین مسائل است.

 

راهبردی: لطفاً اگر در این حوزه عنوان‌های پژوهشی یا موضوعاتی به نظرتان مهم است تا راجع به آن بحث شود و مورد مطالعه قرار گیرد پیشنهاد بدهید. چه مسئله‌هایی است که در این حوزه هنوز راجع به آن فکر نشده یا کار نشده است؟

به نظر من بحث سواد رسانه‌ای، یک مسئله بومی است، و باید بومی‌سازی بشود. به نظر من سواد رسانه‌ای را می‌شود در خیلی از بحث‌ها مورد بررسی قرار داد و یکی از مهم‌ترین موضوعات همانطور که صحبت شد، قطعاً حوزه برنامه درسی است. مساله این است که ما یک برنامه درسی داشته باشیم، یعنی مولفه‌هایش را در بیاوریم. و اینکه چه کارهایی را در الگوی بومی خودمان، در موارد درسی خودمان، باید بکنیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم. یکسری بحث‌هایی است که سواد رسانه‌ای مدون شده لازم نیست تدریس شود و لازم است که درس‌های دیگری را تدریس کنیم.

یک بحث دیگری که به نظرم خیلی خوب است در حوزه سواد رسانه‌ای انجام شود، از نظر من اگر بخواهیم یک مقدار اسلامی‌تر کار کنیم، می‌شود رگه‌هایی را در آورد. در اسلام به نوعی مفهوم سواد رسانه‌ای وجود ندارد، یعنی خود لفظ سواد رسانه‌ای. ولی ما اگر مولفه‌های سواد رسانه‌ای را بررسی کنیم می‌توانیم الگوهای خوبی را در بیاوریم. یعنی الگوهای آموزشی و تربیتی خوبی در اسلام در بیاوریم. این هم به نظر من جای کار دارد. یعنی براساس مولفه‌هایی که در سواد رسانه‌ای وجود دارد می‌شود خیلی الگوهای قشنگی را درآورد. به نظر من حوزه تدوین مواد درسی و حوزه مواد اسلامی از مهم‌ترین موضوعات مورد نیاز پژوهشی و مطالعاتی در ایران است.

 

savad-pic