یادداشت | پرونده درآمدی بر پیوست فرهنگی

یکی از آفات مهم تصمیم گیری های کلان و طرح های فراگیر حوزه هایی نظیر فرهنگ عمومی، می تواند کلی گویی و شعارزدگی باشد. به عبارت دیگر، فقدان روند عملیاتی تعریف شده، این تصمیمات را در همان مراحل نخست متوقف نموده و به این ترتیب ما را به تدریج با حجم انبوهی از مصوبات بی فایده و نیمه کاره مواجه می سازد. این آفت بزرگ اگر چه امروزه برای خبرگان و تصمیم سازان حوزه فرهنگ، ناشناخته نیست، اما هم چنان مصوبات و لوایح این حوزه را تهدید می کند.

به نظر می رسد نخستین گام در راستای مهار این مسئله، ابهام زدایی از مفاهیم به کار رفته در طرح است. به عنوان مثال در حوزه پیوست فرهنگی، می بایست مراد ما از فرهنگ به خوبی روشن شده باشد. پس از آن، تعیین دقیق حوزه هدف و هم چنین تک تک مراحل اجرایی طرح ضرورت دارد. کارگزاران هر یک از این مراحل نیز می بایست به وضوح مشخص شده باشند.

اما گذشته از این، راهکاری که از دیدگاه برخی از صاحب نظران می تواند در مبارزه با آفت کلی گویی و ابهام در طرح های فرهنگی موثر باشد، مواجه مسئله مند با حوزه فرهنگ است. اگر بخواهیم این راهکار را به طور ساده معرفی نماییم، می توانیم چنین بگوییم: راهکار جایگزینی جزئی نگری به جای کلی گویی. به عنوان مثال در این راهکار، کارشناس فرهنگی به جای تلاش برای تدوین پیوست برای یک حوزه کلان –که اساسا امری ناشدنی است- توجه خود را بر یک طرح محدود متمرکز می نماید و با شناسایی پیامد های مثبت و منفی ناشی از اجرای آن، می کوشد تا راهکارهای تقویتی یا تضعیفی مناسبی را در اختیار دست اندرکاران اجرایی قرار دهد. تدوین بسته های سیاستی فرهنگی -که تدوین گران آن، با پرهیز از ادعاهای بزرگ، صرفا در راستای حل یک مسئله مشخص فرهنگی در محدوده ای معین کوشیده اند- نه تنها به اجرایی شدن پیوست فرهنگی کمک می کند، بلکه آن را از این آفت فراگیر دور نگاه می دارد. به عبارت دقیق تر، هر چه در مراحل اجرایی پیوست فرهنگی، سهم عینیت را در دوگانه عینیت و ذهنیت بیفزاییم، از دام کلی گویی و ابهام بیش از پیش گریخته ایم.

شورای عالی انقلاب فرهنگی در همین راستا، روندی عملیاتی برای اجرای پیوست فرهنگی پیش بینی نموده است. به این ترتیب که معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری موظف است فهرستی از طرح های کلان را در اختیار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار دهد. بنا بر آنچه در نظام نامه پیوست فرهنگی (مصوب جلسه ۷۳۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ۲۱/۱/۹۲) آمده است، طرح های کلان طرح هایی هستند که دارای تاثیرات فرهنگی گسترده و مهمی می باشند و جمعیت قابل توجهی را تحت تاثیر قرار می دهند. هم چنین میزان ماندگاری و انتشار آثار و پیامدهای چنین طرح هایی نیز قابل ملاحظه و چشم گیر است. نکته قابل توجه این است که ضرورت پیوست فرهنگی نه تنها شامل اقدامات در حال طراحی می شود، بلکه طرح های در حال اجرا را نیز در بر می گیرد. هم چنین طرح های اجرا شده ای که کماکان نیازمند توجه و ارتقای فرهنگی می باشند، در این گستره می گنجند. این طرح ها پس از تصویب، در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی سازماندهی می شوند. در اینجا نهادها می توانند راسا اقدام به تدوین پیوست نموده و یا این مسئولیت را به موسسات ذیصلاح بسپارند. در همین راستا شورا تا به حال سه دوره کارگاهی برای تربیت پیوست نگاران برگزار نموده است.

با این وجود، به نظر می رسد اشکال نخست کماکان باقی است و چنین روندهایی از وضوح کافی برخوردار نیست. به عبارت بهتر، هنوز هم جای خالی یک دستورالعمل اجرایی در حوزه پیوست فرهنگی به چشم می خورد. در بند پایانی نظام نامه پیوست فرهنگی آمده است: “…چگونگی اجرای پیوست فرهنگی در دستگاه‌ها و استان‌ها و سایر ضوابط و دستورالعمل‌های مربوط به فرایند اجرا، نظارت و ارزیابی ضمانت اجرایی و خدمات پشتیبانی و …، به تصویب شورای تخصصی مهندسی فرهنگی کشور خواهد رسید.” اما تلاش های ما برای یافتن چنین ضوابط و دستورالعمل هایی راه به جایی نبرد. این در حالی است که بیش از یک سال و نیم از تصویب نظام نامه یاد شده می گذرد و این یعنی ادامه روند فعلی، پیوست فرهنگی را نیز به سرنوشت برخی از طرح های کلان پیش از خود دچار می سازد.

پرونده درآمدی بر پیوست فرهنگی:

peyvast