یادداشت | از پرونده درآمدی بر پیوست فرهنگی

از آن جایی که همواره یکی از دغدغه های اصلی رهبر انقلاب یا اصلی ترین دغدغه ایشان، وضعیت فرهنگ و مسائل مرتبط با آن بوده است، ادبیات برآمده از بیانات معظم له نیز، مملو از مفاهیم فرهنگی است. در این یادداشت کوتاه بر آنیم که به صورتی گذرا، مروری بر نسبت بین “پیوست فرهنگی” و مبارزه با “تهاجم فرهنگی” داشته باشیم و از این رهگذر، تفاوت این دو را دریابیم.

“تهاجم فرهنگی” یا cultural Invasion یکی از ترکیب های وصفی شناخته شده در عرصه مطالعات فرهنگی است. نگرانی رهبر انقلاب از تهدیدات دشمنان خارجی نسبت به فرهنگ اسلامی-ایرانی، ایشان را بر آن داشت تا با به کارگیری این ترکیب، توجه مردم و مسئولان را به اهمیت و ضرورت مقابله با فرهنگ های معارض جلب نمایند: “تهاجم فرهنگی این است که یک مجموعه – سیاسی یا اقتصادی – برای مقاصد سیاسی خود و برای اسیرکردن یک ملت، به بنیان های فرهنگی آن ملّت هجوم می برد. چنین مجموعه‌ای چیزهای تازه‌ای را وارد آن کشور و آن ملت می کند؛ امابه زور؛ امّا به قصد جایگزین کردن آنهابا فرهنگ و باورهای ملی. این، اسمش تهاجم است… در تهاجم فرهنگی، هدف، ریشه‌کن کردن فرهنگ ملی و ازبین بردن آن است.”[۱]

شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهاجم فرهنگی را چنین تعریف کرده است: “تهاجم فرهنگی عبارت است از تلاش برنامه‏ریزی شده و سازمان یافته تمام یا بخشی از یک یا چند گروه اجتماعی – فرهنگی یا ملت یا جامعه یا تمدن و یا دولت، برای تحمیل مبانی و اصول اجتماعی، باورها، ارزشها، اخلاقیات و رفتارهای مورد نظر خویش بر سایر گروهها و جوامع و ارایه اطلاعات انبوه به ملتها و تغییر در نظام و ارزش‏هایشان، بطوری که تصمیم‏گیری‏ها در کشور مورد تهاجم منجر به تامین سیاسی و اقتصادی و… کشورهایی بشود که از این حربه استفاده می‏کنند.”[۲]
هم چنین برای نزدیک شدن به معنای تهاجم فرهنگی، بد نیست با ترکیب “امپریالیسم فرهنگی” –که عده ای آن را مترادف تهاجم فرهنگی می دانند- نیز آشنا شویم. داریوش آشوری در کتاب “دانشنامه سیاسی” در تعریف امپریالیسم فرهنگی می نویسد: “امپریالیسم فرهنگی را می توان به این صورت تعریف کرد: کاربرد قدرت سیاسی و اقتصادی برای پراکندن ارزشها و عادتهای فرهنگ متعلق به آن قدرت، در میان مردمی دیگر و به زیان فرهنگ آن مردم.”[۳]

همان گونه که پیدا است، ویژگی اصلی تهاجم یا امپریالیسم فرهنگی، بیرونی بودن آن است. به عبارت دیگر، تهاجم فرهنگی به فرآیندی گفته می شود که در خلال آن، یک فرهنگ مهاجم بیرونی، از طریق ساز و کارهای متنوعی، خود را بر فرهنگی دیگر تحمیل می کند. بنا بر این، کارگزاران اصلی این هجوم، دشمنان خارجی هستند. هر چند که آنان، در بسیاری از مواقع، ضعف های موجود در ساختارهای درونی را به خوبی شناسایی کرده و اهداف خود را به کمک بازیگران داخلی دنبال می کنند.

اما به نظر می رسد که در مقابل، پیوست فرهنگی حداقل در نگاه نخست، معطوف به رفع همین کاستی های داخلی است. به عبارت دیگر، تدوین پیوست فرهنگی، از سویی، گامی است برای زدودن پیامدهای نامطلوب ناشی از اقدامات حاکمیت در عرصه های گوناگون داخلی و از سوی دیگر، تلاشی است برای تقویت و تثبیت پیامدهای مطلوب و مثبت.

در متنی که به وسیله شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره چیستی و چرایی پیوست فرهنگی منتشر شده است، این مفهوم، ابزاری کارآمد برای سامان دهی نسبت بین مدیریت راهبردی و مدیریت اجرایی کشور در حوزه فرهنگ خوانده شده است که پس از شناخت بعد فرهنگی کلیه پدیده ها و موضوعات مورد نیاز جامعه اسلامی، محلی برای تحلیل جایگاه بعد فرهنگ در نسبت با سایر ابعاد (سیاست، اقتصاد و…) همان موضوع محسوب می گردد.

بنا بر این، در نگاهی ژرف تر، پیوست فرهنگی را می توان روی دیگر سکه ای دانست که مقابله با تهاجم فرهنگی، بر دیگر روی آن نقش بسته است. پیوست فرهنگی با استحکام بخشیدن به ساخت داخلی فرهنگ جامعه، آن را در برابر نفوذ تخریبگر بیگانگان، یعنی تهاجم فرهنگی، ایمن می نماید. به این ترتیب، توفیق ما در عرصه مقابله با این هجوم روزافزون خارجی، وابسته به کمیت و کیفیت تلاشی است که در این حوزه داخلی مصروف می داریم. تقویت بنیان های درونی فرهنگ با ایمان به وجود بعد فرهنگی در همه پدیده ها، از طریق پیوست فرهنگی و با دو راهکار عمده سلبی و ایجابی، یعنی مهار و تقویت پیامدهای منفی و مثبت امکان پذیر خواهد بود.

 

[۱]بیانات در جمعی از کارگزاران فرهنگی، مورخ ۲۱/۵/۷۱

[۲]متن مصوبه سیاست های مقابله با تهاجم فرهنگی، مورخ ۲۴/۱۲/۸۷

[۳]دانشنامه سیاسی، داریوش آشوری، تهران، نشر مروارید

 

پرونده درآمدی بر پیوست فرهنگی:

peyvast